X
تبلیغات
وبلاگ نوجوان سلام
وبلاگ نوجوان سلام
هر چه بخوای اینجا داریم
درباره

به نام خداوند بخشنده مهربان

دوستان خوبم سلام . من یک نوجوان ایرانی هستم و تصمیم گرفتم یک وبلاگ بسازم که تمام دوستان وبلاگ از مطالب آن در زندگی روزمره خود استفاده کنند منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم
در ضمن تصویر که شما در بالا می بینید تصویر رفیق شهیدم شهید مصطفی احمدی روشن است
که به دوستی با ایشون افتخار می کنم شما هم می تونید با استفاده از لوگوی گوشه وب دوست شهیدتون را انتخاب کنید
امتحانش ضرر نداره
جستجو


آرشيو مطالب
لوگوي دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

وبلاگ پنجره اي رو به خدا (لبيک يا سيد علي)

کاربردي
ابر برچسب ها
شهدا (1) ,  محبت (1) ,  امام زمان (1) ,  حجاب (1) ,  س (1) ,  خدا (1) ,  داستان کوتاه (1) ,  صبر (1) ,  حضرت زینب (1) ,  معلم (1) ,  ریاضی (1) ,  مار (1) ,  دانش آموز (1) ,  گنجشک (1) ,  هفته (1) ,  وفات (1) ,  کوه (1) ,  لانه (1) ,  مسئله (1) ,  حتما حتما بخونید (1) , 
ارسال شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ساعت 19:0 توسط یک نوجوان

http://s5.picofile.com/file/8118176818/sioHHd8j.jpg


ارسال شده در جمعه پانزدهم فروردین 1393 ساعت 15:46 توسط یک نوجوان

اشتباه نکنین، ضرب المثل درسته. وقتی یه مرد با

 

ناموسش که هزار قلم آرایش داره و حجابش رو رعایت

 

نکرده و لباس های تحریک آمیز و زننده پوشیده میره

 

بیرون، بایدم منتظر این باشه که هزاران نفر به

 

ناموسش نگاه کنن.

 

جلوی یکی رو میگیره جلوی دوتا رو میگیره اما میشه

 

جلوی همه افراد رو گرفت؟ بله میشه. فقط کافیه حجاب

 

خانومش رو حفظ کنه به همین راحتی.

 

 

در گربه بازه حیای دیزی کجاست؟!!!

 

 

اما وقتی خود مرد و ناموسش بی حیا هستند درواقع

 

دارن از چشم های هیز می خوان که نگاه کنن و لذت

 

ببرند. اینجاست که می گن در گربه بازه حیای دیزی

 

کجاست؟

 

پ,ن : به حرمت شهادت خانم صدیقه کبری (س) تو این

 

ایام فاطمیه حرمت نگه داریم. یه مقدار فاطمی زندگی

 

کنیم. حتی برای چند لحظه...

منبع : معبر سایبری فندرسک



ارسال شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ساعت 11:19 توسط یک نوجوان

 

 

  آغشته بهارمان به عطر یاس است

 

ای شیعه دل صاحبمان حساس است

 

حرمت بگُذارید اگر فاطمه را

 

عیدی همه با پسرش عباس است

 

 


 


ارسال شده در شنبه هفدهم اسفند 1392 ساعت 19:9 توسط یک نوجوان
 

آری مهربان...

 

من سراپا گناهم...میدانم...میدانم

 

دیگر به رویم نیاور مهربان

 

چون با وجود تمام این گناهان بزرگ،بازهم دل به عفو و کرم تو بسته ام

 

ببخش مرا بخاطر...

 

بخاطر همه ان درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود...

 

بخاطراینکه سالهاست میگویم"ایاک نعبد" اما به دیگران هم دل سپرده ام...

 

...اینکه سالهاست گفته ام "ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام...

 

میدانم...

 

نمک خوردم،نمکدان را شکستم...

               

      اما ...

                          

  بفاطمة الهی العفو...

 


ارسال شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ساعت 20:30 توسط یک نوجوان

 

 

اینجا ایران است…

 

دیروز، بهمن ۱۳۵۷؛

 

امروز، بهمن ۱۳۹۲؛

 

اینجا ایران است…



ارسال شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ساعت 20:28 توسط یک نوجوان


ارسال شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ساعت 19:48 توسط یک نوجوان

http://zibasazeaisan.blogfa.com/

 

*ما آمدیم*

 

ملت ایران امروز ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۲ پر شور تر از هر سال در

 

راهپیمایی شرکت کردند و مشت محکمی بر دهان ابر قدرت ها از جمله

 

آمریکا و اسرائیل زدند.

 

 

لبیک یا سید علی

 

 

این هم از گزینه های روی میز ما



ارسال شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ساعت 19:25 توسط یک نوجوان

 

کبوتران، سیاه پوش غمی بزرگ بر رواق حرم مرثیه می خوانند و

 

زائران،اشک ریز و ماتم زده، رفتنت را به سوگ نشسته اند.

 

وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) تسلیت باد


ارسال شده در شنبه دوازدهم بهمن 1392 ساعت 19:19 توسط یک نوجوان


 

 

آن که بودی یگانه دوران

 

در تمام جهان خمینی بود

 

آن که می زد شجاعتش فریاد

 

بر سر دشمنان خمینی بود

 

مانده در قلب ما همی یادش

 

تا ابد جاودان خمینی بود

 

 

۱۲ بهمن و آغاز دهه فجر مبارک باد

 

 

http://zibasazeaisan.blogfa.com/


ارسال شده در شنبه پنجم بهمن 1392 ساعت 20:57 توسط یک نوجوان

 

 

در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، از محله‌های فقیرنشین شهر اصفهان متولد شد. مذهبی بودن

 

والدین از کودکی تاثیر زیادی در تربیت وی و ورود به محافل مذهبی داشت.

 

کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی هم می‌پرداخت. به تدریج به مسائل

 

سیاسی آشنایی پیدا کرد و بدان علاقمند شد. در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتب

 

اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی در مشهد اعزام شد. در آنجا

 

فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت داشت.

 

 

در سال۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و پی فعالیت‌های

 

انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل درتماس بود.

 

خرازی در شروع جنگ در کردستان حضور داشت. پس از یک سال فعالیت در کردستان راهی

 

منطقه جنوب شد .

 

در عملیات فتح‌المبین نیروهای عراق را در جاده عین‌خوش حدود ۱۵ کیلومتر دور زد و آنها را

 

غافلگیر نمود. یگان او در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشگرهایی بود که از رود کارون

 

عبور کرد و به جاده اهواز – خرمشهر رسید و در آزادسازی خرمشهر سهم به سزایی داشت.

 

 

پس از آن در عملیات مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر در سمت

 

فرماندهی لشکر امام حسین شرکت داشت.

 

وی فرماندهی عملیات کربلای ۵ را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از

 

خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت

 

شکست سنگینی به عراقی‌ها وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده،

 

عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود که در کنار هم قرار داشتند.

 

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. او در

 

قطعه شهدای کربلای۵ در منتهی الیه شمال غربی گلستان شهدا اصفهان دفن گردید. در طرفین

 

قبرش دو قطعه سنگ یادبود از حاج رضا حبیب اللهی و مصطفی ردانی پور(که جنازه شان پیدا

 

نشده) وجود دارد.

 

 

 

خاطره

 

هواپیما که رفت، چند نفر بى هوش ماندند و من که ترکش توى پایم

 

خورده بود و حاج حسین، تنها رفته بود یک تویوتا پیدا کرده بود.

 

آورده بود. مى خواست ما را ببرد تویش. هى دست مى انداخت زیر

 

بدن بچه ها. سنگین بودند. مى افتادند. دستشان را مى گرفت

 

مى کشید، باز هم نمى شد.

 

خسته شد. رها کرد رفت روى زمین نشست. زل زد به ما که زخمى

 

افتاده بودیم روى زمین، زیر آفتاب داغ.

 

دو نفر موتور سوار رد مى شدند. دوید طرفشان. گفت «بابا! من یه

 

دست بیش تر ندارم. نمى توانم اینا رو جا به جا کنم. الآن مى میرن

 

اینا. شما رو به خدا بیاین.»

 

پشت تویوتا، یکى یکى سرهامان را بلند مى کرد، دست مى کشید روى

 

سرمان.

 

 

-نیگا کن. صدامو مى شنوى؟ منم. حسین خرازى.

 

 

گریه مى کرد.

 

شادی ارواح طیبه امام و شهدا مخصوصا شهید

 

حسین خرازی فاتحه مع الصلوات